X
تبلیغات
بانک مقالات سیاسی

بانک مقالات سیاسی
 

ضرورت بحث

امروزه اگرچه در معادلات امنیتی خلیج فارس، مولفه های جدیدی شکل گرفته است اما به واقع خلیج فارس محور معادلات ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک از زمان شکل گیری دیپلماسی نفت در ساختار اقتصادی جهان بویژه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. بر این اساس، می بایستی از خلیج فارس و خزر به عنوان هارتلند نوینی یاد کنیم که نظام سامانه نفتی دنیا بر اساس آن برنامه ریزی می شود که بسیاری از صف بندی ها و رفتارهای کشورهای منطقه ای، فرامنطقه ای و قدرت های بزرگ را تشریح می کند.

عموم مسایل ژئوپلتیک حول محور خاورمیانه می‌گذرد. این بدان دلیل است که سه منبع از چهار منبع اصلی نفت جهان در این منطقه قرار گرفته است.این سه منبع در کشورهای ایران، عراق و عربستان سعودی واقع هستند که هر کدام دستخوش مشکلاتی بوده‌اند.

عربستان همچنان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان است و درآمد این کشور از محل صادرات نفت تا پایان سال ۲۰۰۵ به ۱۷۰ میلیارد دلار خواهد رسید.

کشور روسیه با درآمد ۱۳۰ میلیارد دلاری دومین صادر کننده بزرگ نفت جهان در سال ۲۰۰۵ خواهد بود.

نروژ نیز با کسب بیش از ۵۱ میلیارد دلار سومین کشور جهان از لحاظ درآمد بالای حاصل از صادرات نفت خام در سال ۲۰۰۵ است.

درآمدهای نفتی ایران تا پایان سال ۲۰۰۵ به ۴۹ میلیارد دلار رسید که چهارمین درآمد بالا در میان سایر کشورهای صادر کننده نفت جهان است.

پژوهش انجام شده با عنوان «نفت و یارانه‌های نفتی در اقتصاد ایران» نشان می‌دهد یارانه‌های پرداختی به سوخت در سال ۸۵ هزینه‌ای معادل ۳۸ هزار و ۷۸۸ میلیارد تومان (معادل ۸۹۹/۴۲ میلیارد دلار) را به اقتصاد ملی ایران تحمیل کرده است.

سوال اصلی:

علت حضور نیروهای فرامنطقه ای در خلیج فارس چه چیزی می باشد؟

فرضیه اصلی:

کسب منافع اقتصادی و به تبع آن کسب قدرت سیاسی مهمترین علت حضور نیروهای فرامنطقه ای در خلیج فارس می باشد.

 

رهیافت های مختلف به منطقه

در این مبحث ما به بررسی پنج رویکرد می پردازیم.

1.رهیافت های قدرت محور و ژئوپلتیکی نسبت به منطقه: این رهیافت از درون پارادایم واقعگرایی به منصه ظهور رسیده است.اصولاً براساس پارادایم واقعگرایی , قدرت از عناصر تشکیل دهنده ی روابط بین الملل , دولت ملی تنها بازیگر صحنه و هدف آنها منافع و امنیت ملی است.(قاسمی و صالحی , ص 9) در مجموع در این رهیافت , عنصر اساسی در شکل گیری منطقه , منافع ملی و نوع راهبردهای بازیگران اصلی نظام بین المللی در جهت دستیابی به منافع می باشد.از آنجا که این بازیگران در رقابت و شاید به عبارت بهتر در ستیز با یکدیگر می باشند,  لذا راهبردهای گوناگونی را در مقابل حریف انتخاب می نمایند.با توجه به این دیدگاه ما می توانیم تعریف زیر را از منطقه داشته باشیم:حوزه هایی از جهان که به دلیل اهمیت راهبردی آنها در راهبرد بازیگران اصلی نظام بین الملل و نیز به دلایل موقعیت های مادی و جغرافیایی آنها در افزایش توانایی های یکی از طرفها و در مقابل , کاهش توانایی های حریف , دارای موقعیت برتری در سیاست جهانی می گردند.(قاسمی و صالحی , ص 17)

2.نگرش ارتباطی به منطقه(دیدگاه کارل دویچ):متغیر های تشکیل دهنده منطقه از نظر کارل دویچ عبارتند از:- واحدهای تشکیل دهنده منطقه که وی آنها را واحد جغرافیایی یا سرزمین هایی می داند که کشور نامیده می شوند و – ماهیت مرزهای منطقه , این مرزها فقط خطوط ترسیمی جغرافیدانان بر روی نقشه نمی باشد بلکه آنچه واقعاً یک مرز را ایجاد می کند , کاهش شدید در جریان مبادلات است.شدت و تراکم جریان مبادلات با افزایش فاصله کاهش می یابد.(قاسمی و صالحی , ص 17)

3.رهیافت سیستم تابعه

4.نگرش مرکز-پیرامونی به منطقه(دیدگاه والرشتاینی)

5.نگرش سیبرنتیک به منطقه: نظم سیستمی موضوع اصلی سایبرنتیک است.پس در نتیجه این رویکرد علمی بوده , تاکید بر رفتارهای درون سیستم و نحوه ی شکل گیری آنها  داشته و در نهایت نگرشی کارکردی است که براین اساس سیستم ها به دو بخش کنترل کننده و کنترل شونده تقسیم می شوند.(قاسمی و صالحی , صص27-26)

سیبرنتیك از واژه یونانی كوبرنان (kubfrnan) به‌معنی هدایت، راهبری و اداره كردن آمده است و درباره مكانیسم‌ها (Mechanisms) و دینامیسم‌های (dynamisms) ارتباطات، اطلاعات و كنترل (نظارت) در هستی موجودات بحث می‌كند.(برگرفته از سایت http://www.pajoohe.com)

رهیافت مورد نظر ما رهیافت واقعگرایی می باشد.

ویژگی های خلیج فارس

251 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد.

989 کیلومتر طول دارد که ایران و عربستان به ترتیب بیشترین ساحل را دارند.

56 کیلومتر کمترین عرض خلیج فارس در تنگه ی هرمز

بیشترین عمق 90 متر و متوسط عمق 50 متر

ایران , عمان , امارات , عربستان , قطر , بحرین , کویت و عراق کشورهای خلیج فارس هستند.

دو سوم ذخایر شناخته شده نفت و 35 درصد از ذخایر گاز در خلیج فارس هست.

امنیت در خلیج فارس

خلیج فارس به عنوان یک مجموعه امنیتی منطقه ای:

تعیین و شناخت مجموعه های امنیتی منطقه ای ناشی از ویژگیهایی است که در جهت تشریح و توضیح تعاملات امنیتی دسته ای از کشورها بکار می رود. باری بوزان نظریه پرداز مجموعه امنیتی منطقه ای در جهت شناخت یک مجموعه امنیتی منطقه ای ویژگی هایی را لازم و ضروی می داند. وی بر این باور است که یک مجموعه امنیتی منطقه ای دارای عناصری بدین شرح است:

1. وجود وابستگی متقابل امنیتی میان اعضا

2. وجود الگوهای دوستی و دشمنی

3. نزدیکی و مجاورت جغرافیایی

4. وجود حداقل دو بازیگر موثر

5. استقلال نسبی از سایر مجموعه ها.

مهمترین و به نوعی موثرترین عوامل تاثیرگذار بر مقوله امنیت خلیج فارس عبارتند از:

- اختلافات ارضی ومرزي ریشه دار ناشی از مسائل گذشته

- جنگ هاي منطقه اي دامنه دار از قبیل جنگ خلیج فارس

- مساله اسرائیل

- ظهور جنبش ها و گروه هاي تروریستی

- وگروه بندي هاي منطقه اي

بررسی حضور قدرت ها در منطقه

هند

رابطه هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس در سال‌های اخیر، به یکی از جنبه‌های مهم روابط اقتصادی برای هند مبدل شده است.

بیش از نیمی از واردات انرژی هند از این کشورها تأمین می‌شود. هند به طور تقریبی 45 درصد از نیازهای نفتی خود را از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس وارد می‌کند. تقریبا یک چهارم کل واردات این کشور از طریق عربستان سعودی تأمین می‌شود و منطقه 67 درصد از واردات نفتی هند را پاسخگوست. 

منافع ایالات متحده و هند در خلیج فارس کاملاً مشابه هم هستند و در این منطقه هر دو کشور می‌توانند با مشورت و همفکری دقیقتر، بهره ببرنند. بهبود شرایط تجارت و سرمایه‌گذاری، خنثی‌سازی تروریسم و امنیت انرژی، از جمله این منافع است.

شرکت‌های هندی بسیار فراوانی در امارات متحده عربی دفتر دارند. هند همچنین می‌‌کوشد تا کشورهای عضو در شورای همکاری خلیج فارس را به سرمایه‌گذاری در هند ترغیب نماید.

حدود چهار تا پنج میلیون نفر از شهروندان هند، هم اکنون در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس مقیم هستند که بزرگترین گروه مهاجر این منطقه را تشکیل می‌دهند. هندی‌ها جزو مهمی از نیروی کارند. این مهاجران سالیانه تقریبا شش میلیارد دلار به کشور هند حواله می‌کنند.

پاکستان نیز منافع مهمی در خلیج فارس دارد و از جهات بسیاری این منافع به طور تنگاتنگ موازی با منافع هند است؛ تجارت و گردش‌های مالی پاکستان، کما بیش معادل نیمی از تجارت و گردش‌های مالی هند است.

ژاپن

1.وابسته به انرژی هسته ای و نفت خلیج فارس می باشد.

2.از لحظ انرژی هسته ای دچار مشکل شده است.

3.به آسانی از واقعیت های جغرافیایی و ژئوپلتیکی نمی تواند فرار کند.برای نمونه می توان به بحران نفتی سال 1973 اشاره داشت که ژاپن علاوه بر قیمت بالا برای نفت , نتوانست نفت کافی تامین کند. در آن زمان تضمین نفت بر عهده ی آمریکا بود که با رخداد این واقعه معلوم شد که آمریکا نیز نمی تواند جریان نفت را تضمین کند.

4.سومین قدرت اقتصادی دنیا

5.سومین اقتصاد صنعتی دنیا

6.خلیج فارس تنها منبع تولیدکننده نفت ژاپن است.

7.هرگونه تنش در خلیج فارس برابر است است با قیمت های بالاتر برای نفت ژاپن.

8. حادثه 11 سپتامبر 2001 روند تحول در سیاست دفاعی و خارجی ژاپن را تسهیل و تسریع نمود. درشرایطی که بحران هسته ای و موشکی کره شمالی در اوج خود بود، وقوع حادثه تروریستی 11 سپتامبر فضای مناسبی برای کویزومی نخست وزیر وقت ژاپن فراهم آورد که بر لزوم مشارکت ژاپن در عملیات تحت رهبری آمریکا در جنگ علیه تر وریسم تأکید نماید . در واقع این بار انتظار می رفت که نیروهای نظامی ژاپن به افغانستان اعزام شوند. تحت این شرایط دولت ژاپن مصوبه ای تصویب کردکه بتواند کشتی نیروی دریائی ژاپن را برای پشتیبانی از عملیات تحت رهبری آمریکا در افغانستان به اقیانوس هند اعزام نماید . همین طور واحدهای خدماتی و پشتیبانی به مناطق غیر جنگی جنوب عراق اعزام شود.

9. "راهبرد دفاع ملی" جدید ژاپن همچنین تقویت رابطه با آمریکا را مد نظر داشته و حاصل آن نقشه راهی است که دو کشور برای همکاری با یکدیگر متناسب با این راهبرد در سال 2006 تنظیم کرده اند . براساس این تحول چارچوب همکاری دو کشور دارای دو محور کلی می باشد:

الف  پاسخگوئی و مقابله مشترک با تهدیدات جدید وزمینه های پیدایش آنها

ب  کوشش مشترک برای ارتقای امنیت محیط بین المللی

10.بنابراین حفظ و تقویت مناسبات امنیتی با آمریکا،همچنان اصلی ترین و کم هزینه ترین عامل حفظ و ارتقا ی امنیت ملی ژاپن هم در عرصه دفاع سرزمینی و امنیت بین المللی آن می باشد، به علاوه با توجه به درگیری ها واشتغالات روز افزون آمریکا، این آمریکا خواهد بود که داوطلبانه مشتاق تقویت قوای دفاعی و امنیتی ژاپن بوده واز گسترش نقش آن و به عهده گیری وظایف فراملی استقبال خواهد کرد.

چین

چین برنامه هایی برای متنوع کردن فعالیت های تجاری خود فراتر از آسیا و بازاریابی فرآورده های نفتی در کشورهای خارجی دارد.

شرکتهای مختلف نفتی چین اقدام به تاسیس و احداث ذخیره سازی انرژی در بندر فجیره امارات و بندر عمان کرده اند. پتروچاینا بزرگترین شرکت پالایشگاهی آسیا قصد دارد تاسیسات ذخیره سازی نفت با ظرفیت 500 تا 600 هزار بشکه در فجیره احداث کند . 

چین هم اکنون بیش از 45 درصد نفت مورد نیاز خود را از خاور میانه تامین می کند .

چینی ها برآنند تا به آرامی روابط خود با کشورهای خلیج فارس را تحکیم و مناسبات استراتژیک خود در این منطقه را بهبود بخشند.

راهبرد چین در خلیج فارس در این عصر براساس ملاحظات زیر قرار دارد :

الف - ملاحظات اقتصادی

توسعه بازار صادرات کالا ، فناوری و نیروی کار: مقررات این کشورها در زمینه های واردات کالا و خروج سرمایه و ارز نیز به نفع چین است . حضور در بازسازی منطقه را کارشناسان چینی ، «جنگ پنهانی» بین قدرت های مختلف خوانده اند که چین باید در آن نقش موثر داشته باشد. به طور کلی چین ، منطقه خلیج فارس را از مهمترین منابع دستیابی به ارز خارجی خود می داند و بر افزایش حضور اقتصادی در آنجا تلاش دارد.

استمرار دریافت نفت از منطقه: چین با توجه به پیشرفت های اقتصادی در سال های اخیر با کمبود منابع انرژی روبه رو شده و از سال 1993 در زمره کشورهای وارد کننده نفت درآمده است . در آن سال واردات نفت چین 2/9 میلیون تن بود که در سال 2000 به 60میلیون تن رسیده است و پیش بینی می شود که تا 2010 به 120میلیون تن و 2020 به 240میلیون تن (بیش از واردات نفت ژاپن) برسد؛ به همین دلیل خلیج فارس از نظر تامین نفت ، در سیاست خارجی چین از جایگاهی عمده برخوردار است . البته کارشناسان چینی توصیه می کنند که چین از نظر جهانی تنها به خلیج فارس و از نظر منطقه ای تنها به یک کشور در این حوزه متکی نباشد.

نوسازی و اصلاحات در مناطق شمال غربی چین: دولت چین از سال 1993 برنامه گسترده ای را برای بهبود وضع اقتصادی استان های شمال غربی خود ، در همسایگی آسیای مرکزی ، در پیش گرفته است . وصول به این هدف در ایجاد آرامش و ثبات در مناطق مسلمان نشین و همچنین ایجاد محیط امن برای مسیر لوله های حمل نفت و گاز از سیبری و حوزه دریای خزر به شرق آسیا بیشترین اهمیت را دارد. یکی از راههای تحقق این راهبرد که در برنامه های چین مورد توجه قرار دارد، ایجاد ارتباط اقتصادی بین مناطق شمال غربی چین و خلیج فارس از طریق آسیای مرکزی و ایران است . در این امر خط آهن مشهور به «پل دوم اوراسیا» نقش اساسی دارد.

ب : ملاحظات امنیتی

همراهی قدرت های بزرگ در ورود به منطقه: امریکا به خاطر نیاز روزافزون به نفت و ادامه سیاست سلطه جویی و برتری طلبی در جهان تا آینده ای درازمدت در خلیج فارس خواهد ماند. امریکا از این حضور نه تنها برای اهداف نظامی بلکه برای دستاوردهای اقتصادی نیز بهره می برد.

جلوگیری از ورود عوامل ضد ثبات به مناطق مسلمان نشین چین: یکی از مشکلات عمده چین در یک دهه اخیر پس از فروپاشی شوروی ، نفوذ اندیشه های «پان اسلامیسم» و «پان ترکیسم» از خلیج فارس به مناطق مسلمان نشین در شمال غربی چین بوده است . تجربه طالبان ، نقش اتباع عربستان سعودی و امارات در القاعده و نفوذ آنان بین مسلمانان ایالت نشین جیانگ (سین کیانگ) که خواهان تاسیس «حکومت اسلامی ترکمنستان شرقی» هستند ، چین را مصمم به افزایش حضور در خلیج فارس و ایفای نقش بازدارنده در برابر این عوامل ساخته است.

محدود ساختن حضور تایوان در خلیج فارس:جمهوری خلق چین از افزایش حضور تایوان در سالهای اخیر در خلیج فارس رضایت ندارد و معتقد است که این جزیره با دستاوردهای علمی ، فنی و اقتصادی خود توانسته است جایگاهی قابل توجه در منطقه بیابد. افتتاح دفترهای بازرگانی و صدور روادید در عربستان ، بحرین ، دوبی ، قطر، عمان ، سفر «لی دنگ هویی» رئیس جمهور تایوان به منطقه در 1995 همراه با وزیر امور خارجه ، وزیر اقتصاد و دیگران و گشایش دفترهای نمایندگی عربستان در تایوان ، موجب اتخاذ راهبرد بازدارنده از طرف چین شده است . چین نگران آن است که اقدام اردن در پیشنهاد عضویت تایوان در سازمان ملل متحد مورد توجه بعضی از کشورهای منطقه خلیج فارس که با تایوان مناسبات اقتصادی گسترده دارند ، قرار گیرد

ج : عوامل مثبت و منفی بر سر راه راهبرد چین در خلیج فارس

عوامل منفی: از دهه 1970 بعضی از رسانه های چین تحت تاثیر عواملی چند از نام نادرست و ساختگی «خلیج عربی» استفاده می کنند که مغایر با حقایق تاریخی و مناسبات دوستانه با بزرگترین کشور حوزه خلیج فارس است. بسیاری از مردم بویژه در جزایر و سرزمین های جنوبی خلیج فارس ، شناخت زیادی درباره چین و علاقه ای به آن کشور ندارند. کالاهای ساخت چین را فاقد کیفیت لازم می دانند. برای ورود به بازارهای خلیج فارس رقابت بین المللی شدیدی جریان دارد که شرکت در آن برای چین آسان نیست . چین در سالهای اخیر بیشتر به اصلاحات داخلی توجه داشته و به سیاست توسعه مناسبات با کشورهای دیگر از جمله در خلیج فارس چنانکه باید و شاید نپرداخته است .

عوامل مثبت: راهبرد امریکا پس از حوادث 11 سپتامبر مبتنی بر افزایش حضور نظامی در خلیج فارس و حمایت از اسرائیل موجب افزایش نارضایتی مسلمانان منطقه از سیاست های امریکا و افزایش اختلاف بین آنها خواهد بود. این عاملی است که توجه کشورهای خلیج فارس به بهره برداری از نقش قدرت های دیگر از جمله چین را افزایش می دهد. شمار بسیاری از مردم منطقه خلیج فارس بویژه در سرزمین های شمالی آن (ایران) بر اثر تماس های تاریخی مستمر از طریق راه زمینی ابریشم با چین ، به توسعه مناسبات دو جانبه اهمیت می دهند. تعلق چین و کشورهای منطقه به جهان در حال توسعه ، رویارویی آنها با تهدیدهای مشابه در صحنه بین المللی ، عامل تفاهم و همکاری دوجانبه است . اگر چه همکاریهای اقتصادی منطقه ای در خلیج فارس و پیرامون آن رو به گسترش است اما این امر موجب کاهش روابط اقتصادی آنها با دیگر کشورها از جمله چین نخواهد بود.

روسیه

در واقع، مسکو پس از 1990 در صدد برآمد با یارگیري از متحدان نزدیک واشینگتن در منطقه خاورمیانه، سیاست کلان خود در رابطه با تحقق جهان چند قطبی را تحقق بخشد.

مسکو در تداوم همین خط مشی و در سطح منطقه اي نیز خواهان برقراري نظم جدیدي در منطقۀ خاورمیانه و به ویژه منطقه خلیج فارس شد. بسیاري از پویش هاي اخیر روسیه، در واقع، کوششی براي برقراري یک تعادل سیستمی با ایالات متحده در منطقه خاورمیانه. به عبارت دیگر، از دیدگاه صاحبنظران و سیاستگذاران روسی، دیپلماسی خاورمیانه اي روسیه در چهارچوب رقابت هاي ژئوپلیتیکی با ایالات متحده تعریف می شود.نکته دیگري که در رفتار سیاسی روسیه در منطقه خلیج فارس قابل مشاهده است، انتقال این پیام به رهبران منطقه است که برخلاف رویکرد بخشی نگر واشینگتن که تنها مناسبات با کشورهاي عربی منطقه را دنبال می کند، مسکو توانایی و قابلیت برقراري رابطۀ متوازن میان ایران و کشورهاي عربی و نیز جهان تشیع تسنن را به طور همزمان داراست. بر این اساس، مسکو می کوشد با اتخاذ مواضعی معتدل در قضیه اسرائیل و فلسطین و نیز چالشهاي ایران با کشورهاي عربی منطقه به ویژه در مورد مسئله هسته اي، مشارکت همه طرفها را با مواضع و دیدگاه هاي روسیه همراه سازد.

اشتراکات روسیه و چین

برخلاف کشورهاي اروپایی که عمدتاً سیاست همکاري و در مقاطعی بسته به شرایط، سیاست رقابت با امریکا در سطح بین المللی و از جمله در منطقه خاورمیانه را اتخاذ کرده اند، روسیه و چین به عنوان دو قدرت بزرگ در سیاست بین الملل، در پی موازنه سازي در برابر امریکا در خلیج فارس و جلوگیري از دستیابی این کشور به جایگاه هژمون در منطقه بوده اند. البته با توجه به برتري نظامی امریکا در خلیج فارس و امکان و تمایل ضعیف سایر قدرتها براي ایجاد موازنۀ نظامی و سخت در برابر آن، اکثر تلاشهاي روسیه و چین براي موازنه سازي، بر موازنه نرم متمرکز بوده است. موازنه نرم برخلاف موازنۀ سخت و سنتی که بر تغییر فیزیکی توازن تأکید دارد، به تضعیف، خنثی سازي و افزایش هزینه هاي اقدامات یکجانبه گرایانۀ قدرت برتر توجه نشان می دهد. بر این اساس، محور سیاست هاي روسیه و چین عمدتاً افزایش نفوذ و گسترش روابط سیاسی و اقتصادي با منطقه خلیج فارس بوده است.

در مورد موازنه نرم دو قدرت روسیه و چین در برابر امریکا در سطح بین المللی، چند نکتۀ مهم قابل ذکر است. نخست اینکه این دو قدرت از توان رویارویی منفرد و یا حتی مشترك با امریکا در حوزة نظامی برخوردار نیستند و به دلیل وجود تردید در مورد موفقیت چنین سیاستی و هزینه هاي بالاي آن، تمایلی به این امر ندارند. دوم اینکه سیاست موازنه نرم با استفاده از شیوه ها و ابزارهاي غیرنظامی از جمله اقتصادي، استفاده از نهادهاي بین المللی مانند شوراي امنیت، عدم حمایت و حتی مخالفت با سیاستهاي یکجانبه گراي امریکا در سطح بین المللی و حمایت از مخالفان منطقها ي امریکا، دنبال می شود. میزان توسل این قدرتها به موازنه نرم با نوع رویکرد امریکا در مسائل مختلف، ارتباط مستقیم دارد، به گونه اي که سیاست امریکا هر قدر تهاجمی تر و یکجانبه گراتر باشد، احتمال اتخاذ موازنه نرم و میزان موازنۀ بیشتر خواهد بود )مانند سیاست دولت بوش(، اما با کاهش ابعاد تهاجمی سیاست خارجی امریکا، انگیزه هاي موازنه در برابر آن)مانند سیاست دولت اوباما( کمتر خواهد بود.

آمریکا

آمریکا نماینده دو پدیده در جهان است: یکی سرمایه داری اقتصادی در جهان و دیگری ایدئولوژی لیبرال دموکراسی و از نظر اول خاورمیانه با نفتی که دارد بزرگ ترین تامین کننده ثبات نظام جهانی سرمایه داری است.

 اهداف و منافع حیاتی آمریکا در خلیج فارس عبارتند از:

۱- مانع عمده ای سر راه انتقال نفت در منطقه وجود نداشته باشد.

۲- هیچ کشوری در منطقه به سلاح های کشتار جمعی دست نیابد.

۳- هیچ هژمون منطقه ای که رقیب آمریکا باشد در خلیج فارس به وجود نیاید.

۴- حفظ رابطه خوب با کشورهای عرب منطقه؛

۵- بهبود اوضاع کشورهای منطقه از لحاظ حقوق اساسی بشر، دموکراسی و ... .

در این چارچوب ۴ چالش عمده، منافع آمریکا را در منطقه خلیج فارس تهدید می کند:

۱- تولید سلاح های کشتار جمعی

۲- ژئوپولتیک خلیج فارس خصوصاً با توجه به مسائل ایران و عراق.

3- دسترسی به نفت خاورمیانه

۴- تروریسم.

 

استراتژی های نفتی ایالات متحده

الف: جلوگیری از تسلط دشمنان بر منابع نفت خلیج فارس

ب: حفظ جریان با ثبات نفت

ج:کنترل بهای نفت در بازار

د: تنوع بخشیدن به منابع عرضه نفت

ه: تقویت تولید ذخیره سازی نفت در داخل

هرچند رویکرد کلی کشورهاي خلیج فارس، همراهی با امریکا و سیاست هاي آن در خلیج فارس است، اما پذیرش تسلط امریکا با برخی از محدودیت ها نیز مواجه می باشد که در دو مورد می توان آن را مورد تأکید بیشتر قرار داد؛ یکی هنگامی که امریکا با اتخاذ سیاست هاي یکجانبه گرایانه در منطقه بدون تبادل نظر با این کشورها و درنظر گرفتن اهداف و منافع آنها عمل می کند که در این راستا می توان به حمله به عراق و نارضایتی کشورهاي عربی جنوب خلیج فارس از این اقدام امریکا اشاره کرد به ویژه آنکه روند سیاسی در عراق به قدرت یابی شیعیان و کردها منجر شد و همچنین تأکید بر مسئله اصلاحات سیاسی که با مخالفت کشورهاي شوراي همکاري مواجه شد و محدودیت هایی را براي تسلط امریکا به وجود آورد.

مورد دوم به تفاوت رویکرد هریک از این کشورها به امریکا و نحوه همکاري با آن در عرصه منطقهاي مربوط می شود. کشورهاي کوچکتر، مانند کویت و بحرین به دلیل آسیب پذیري هاي بیشتر و نیاز امنیتی شدیدتر به امریکا، تمایل بیشتري به همراهی با این قدرت خارجی از خود نشان داده اند .

اما کشورهای بزرگتري مانند عربستان سعودي در پی ایفاي نقشی مستقل تر بوده است. از همین رو، بعد از یازده سپتامبر و ضعف جایگاه امریکا در منطقه بعد از حمله به عراق، عربستان سعودي در پی توسعه تعاملات استراتژیک خود با سایر قدرتهاي فرامنطقه اي از جمله روسیه و چین برآمده است؛ مسئله اي که براي هژمونیک شدن امریکا در خلیج فارس محدودیت هاي بیشتري به وجود می آورد.

اروپا

در سال 1990 ، موافقتنامه همکاري میان اتحادیه اروپا و شوراي همکاري به امضا رسید که در آن بر روي سه محور کلی ایجاد روابط سیاسی نهادمند، حمایت براي توسعه پایدار و گسترش همکاريهاي اقتصادي تأکید شده بود. به دنبال این توافقنامه، روابط گسترش یافت و از سال 1996 ، شوراي مشترك وزیران خارجه اتحادیه و شورا تشکیل شده است و براساس ماده 14 موافقتنامه همکاريهاي سیاسی  امنیتی، در جلسه هاي سالانه شوراي مشترك مطرح و مورد تبادل نظر قرارمی گیرد.

پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 ، اتحادیه اروپا به دلیل رویکردهاي سیاسی امنیتی ناشی از فضاي نظام بین الملل، علاوه بر مسائل سیاسی و اقتصادي، همکاريهاي اطلاعاتی  امنیتی را در دستورکار جلسه هاي مشترك وزیران خارجه قرار داد. در اجلاس مشترك 5 آوریل 2005 ، طی بیانیه مشترکی طرفین، بر ارتقاي همکاري در عرصه هاي سیاسی  امنیتی و اقتصادي تأکید کردند.

اتحادیه اروپا در خلیج فارس دو هدف عمده را دنبال می کند؛ حفظ ثبات براي اتحادیه به این دلیل اهمیت دارد که بی ثباتی علاوه بر اینکه صادرات نفت به غرب را مختل می سازد، موجب گسترش ناامنی به مناطق دیگر و درنهایت، افزایش اقدامات تروریستی خواهد شد.

دلایل عمده اروپا برای همکاری با آمریکا در منطقه عبارتند از:

۱- نیاز اروپا به نفت خلیج فارس

۲- وجود تهدیدهای عمده امنیتی برای منابع انرژی در خلیج فارس که می تواند منافع کوتاه مدت و دراز مدت آنها را به چالش بکشد.

۳- حضور آمریکا در منطقه که داعیه هژمونی جهانی دارد و بخش عمده وظیفه تأمین امنیت در منطقه را متعلق به خود می داند.

۴- وجود مخالفت های عمده دولتمردان آمریکا در مورد نقش اروپا در تأمین امنیت خلیج فارس و خاورمیانه که سبب می شود اروپا نقش گسترده تری در این چارچوب ایفا کند.

این مسائل سبب می شود اروپا توجه خاصی به این منطقه داشته باشد و به رغم فشارهای آمریکا از منطقه پا پس نکشد. از سوی دیگر آمریکا نیز برای تأمین هزینه های تأمین امنیت خلیج فارس نیازمند متحدان خود است. لذا این مسئله نیز سبب می شود ایالات متحده با احتیاط بیشتری به متحدان اروپایی خود نزدیک شود.

نظر به نیازهای فزاینده اروپا به نفت و گاز و کاهش ذخایر دریای شمال و شمال آفریقا، تنها منطقه ای که قادر به تأمین بخش اعظم انرژی این قاره در قرن جدید خواهد بود، منطقه خلیج فارس است که نزدیکی نسبی جغرافیایی آن با اروپا، نقش مهمی در روابط کشورهای اروپایی با کشورهای خلیج فارس ایفا می کند.

بطور کلی اروپا به جریان مطمئن و درازمدت نفت و گاز خلیج فارس با قیمت مناسب و دسترسی به بازارهای این منطقه برای فروش و ارایه کالاهای و خدمات خود بسیار وابسته است.

ناتو

سیاست گسترش ناتو به شرق از یک طرف می تواند ناشی از ضعف آمریکا درکنترل نا امنی ها و تامین امنیت در مناطقی همچون افغانستان و عراق و از طرف دیگر بر اساس این فرض که گسترش ناتو به شرق در قالب طرح خاورمیانه بزرگ براي تامین امنیت اسرائیل صورت می گیرد.

امضاء قراردادهاي نظامی ناتو با اسرائیل تلاشی است براي حضور این نیروي نظامی در مناطق مختلف جهان از جمله مثلث نا امن تامین کننده اسرائیل(شاخ آفریقا و سودان، قفقاز و خلیج فارس ), می تواند این فرضیه را نیز قوت بخشد که گسترش ناتو به شرق در اصل براي تامین امنیت اسرائیل است.

نتیجه گیری:

با عنایت به مسائل فوق مشخص گردید که قدرت های فرامنطقه ای به دنبال کسب منافع اقتصادی , سپی منافع سیاسی در جهت رقابت با سایر قدرت های می باشند. اما کشورهای خلیج فارس چه باید بکنند؟

پیشنهادهای ذیل جهت کشورهای منطقه ارائه می گردد:

الف.برقراری امنیت همیارانه: امنیت همیارانه در قالب نظریات سازه انگاری مطرح شده است.به طور کلی امنیت همیارانه در قالب نظریاتی مطرح شده است که از یک سو بر عقلانیت راهبردی تاکید داشته و از طرف دیگر ضرورت همکاری و مشارکت تمامی کشورهای همجوار در حوزه جغرافیایی خاص را مورد توجه قرار می دهد.(الهی و پوستینچی , 1387 ,ص 113)عقلانیت راهبردی به معنای آن است که می توان واحدهای سیاسی را از طریق همکاری , مشارکت و ایجاد منافع متقابل در فضای همکاری قرار داد.( الهی و پوستینچی , 1387 ,ص 114)اقدامات ذیل در این راستا پیشنهاد می گردد:

1.حداکثر سازی درک متقابل کشورهای منطقه

الف.گذار از معمای توافق کشورهای منطقه ای

ب.ارتقای سطح انعطاف پذیری ساختاری

2.اعتماد سازی در امنیت همیارانه

الف.اعتماد سازی ساختاری

ب.اعتماد سازی اجتماعی

ج.شفاف سازی و اعتماد سازی ارتباطی-استراتژیک(الهی و پوستینچی , 1387 ,صص 125-115)

امنیت همیارانه و اعتماد سازی بدون شفاف سازی حاصل نخواهد شد.هرگاه چنین اقداماتی انجام شود , زمینه برای کاهش ادراک تهدیدآمیز فراهم می شود.چنین روندی زمینه را برای ایجاد آژانس یا نهادهای کنترل رفتار منطقه ای مهیا می نماید و راهی به سوی ایجاد یک سیستم جامع تر امنیت منطقه ای را به وجود می آورد.بدون چنین نهادهایی روند اعتمادسازی در جهت امنیت همیارانه خلیج فارس شکل نمی گیرد.( الهی و پوستینچی , 1387 ,صص 2-131)

ب.اعتمادسازی: فرآیندی است که ذاتاً در آن هر اقدام قبلی , اساس اقدام بعدی را شکل می دهد که به طور مستمر و دسته جمعی اعتمادسازی را تحکیم و تقویت می کنند.صفت و مشخصه اصلی اعتمادسازی , اعتماد به اقدامات و تقویت و پیشبرد آن می باشد.( ابراهیمی فر , 1381 , ص 95)

 

الگوهای اعتماد سازی

1.الگوهای اعتماد سازی در زمینه امنیت

2. الگوهای اعتماد سازی در زمینه صلح

3. الگوهای اعتماد سازی در زمینه تجارت , پول و سرمایه گذاری

4. الگوهای اعتماد سازی در زمینه منابع استراتژیک

5. الگوهای اعتماد سازی در زمینه های اجتماعی-اقتصادی

6. الگوهای اعتماد سازی در زمینه زیست محیطی

7. الگوهای اعتماد سازی در زمینه نفت

8. الگوهای اعتماد سازی در زمینه دریاها و اقیانوس ها

9. الگوهای اعتماد سازی در زمینه هوانوردی

10. الگوهای اعتماد سازی در زمینه حقوق بشر(ابراهیمی فر , 1381 , ص 169)

راهکارهای عملی جهت اعتمادسازی

1.ارتباط نزدیکتر مقامات سیاسی کشورهای منطقه

2.ایجاد تریبون منطقه ای

3.ایجاد کانون پژوهشگران خلیج فارس

4.همکاری های صمیمانه تر رسانه های گروهی و شبکه های رایانه ای

5.فعال سازی تبادلات فرهنگی

6.تقویت همکاری های اقتصادی

7.کنترل تسلیحات

8.تقویت روحیه وابستگی درون گروهی(ابراهیمی فر , 1381 , ص 253)

ج. چاره اصلی برای غلبه بر مشکلات منطقه ایجاد یک فرمول امنیتی می باشد که:اولاٌ همه کشورهای منطقه عناصر تشکیل دهنده آن باشند .ثانیاً هیچ قدرت فرامنطقه ای در آن عضویت نداشته باشد. موفقیت در ایجاد چنین اتحادیه منطقه ای منوط به پذیرش دو شرط اصلی است:

1.وابستگی کشورهای منطقه به خود از طریق همکاری منطقه ای

2.عدم وابستگی آنها به حمایت های فرامنطقه ای(ابراهیمی فر , 1381 , ص 21)

گسترش همکاری های همه جانبه کشورهای منطقه با یکدیگر از نفوذ سیاسی و دخالت سلطه گر خواهد کاست و گامی موثر در راستای توسعه کشورهای منطقه در صلح و امنیت و ثبات منطقه خواهد شد. مسائل منطقه ای باید توسط خود کشورهای منطقه خلیج فارس حل و فصل شود. با اعتماد و اتکا به یکدیگر , ثبات منطقه در جهت توسعه و پیشرفت تحقق خواهد یافت.( ابراهیمی فر , 1381 , ص44)

ویژگی ها و اشتراکات کشورهای منطقه جهت همکاری

1.نفت به عنوان اصلی ترین منبع درآمد

2.اسلام به عنوان دین رسمی مردم منطقه

3.وابستگی اقتصادی آنها به سیستم سرمایه داری غرب

4.جمعیت رو به افزایش کشورهای منطقه

5.سهیم بودن کشورهای منطقه در خطرات محیط زیست

6.اشتراک آنها به عنوان کشورهایی در حال رشد

7.وجود دشمن مشترکی به نام اسرائیل

8.وجود زمینه های مختلف جهت همکاری(ابراهیمی فر , 1381 , ص50)

د.نگاه سیبرنتیک به منطقه: سیبرنتیك از واژه یونانی كوبرنان (kubfrnan) به‌معنی هدایت، راهبری و اداره كردن آمده است و درباره مكانیسم‌ها (Mechanisms) و دینامیسم‌های (dynamisms) ارتباطات، اطلاعات و كنترل (نظارت) در هستی موجودات بحث می‌كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

کتب

1.ابراهیمی فر, طاهره , الگوهای اعتمادسازی در منطقه خلیج فارس , تهران , وزارت امور خارجه , مرکز چاپ و انتشارات , 1381

2.فرهاد قاسمی و سید جواد صالحی , نگرشی تئوریک بر خلیج فارس و مسائل آن , تهران , مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه , 1386

3.امامی , محمدعلی , عوامل تاثیر گذار خارجی در خلیج فارس , تهران , وزارت امور خارجه , مرکز چاپ و انتشارات , 1382

4.ادیب مقدم , آرشین , سیاست بین المللی در خلیج فارس-تبارشناسی فرهنگی , ترجمه داود غرایان زندی , تهران , شیرازه , 1388

5.ریموند الویشس هینبوش و انوشیروان احتشامی , سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه , ترجمه علی گل محمدی , تهران  , پژوهشکده مطالعات راهبردی , 1382

مقالات

1.یزدان فام , محمود , نفت خلیج فارس؛ چالش ها و سیاست های آ»ریکا , فصلنامه مطالعات راهبردی , پژوهشکده مطالعات راهبردی , سال دهم , شماره سوم , پاییز 1386 , صص590-547

2.همایون الهی و زهره پوستینچی , شکل بندی امنیت همیارانه در خلیج فارس , فصلنامه سیاست , مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران , دوره 38 , شماره 4 , زمستان 1387 , صص 132-113

3.متقی , ابراهیم , معضل امنیتی و نظریه های متعارض امنیت سازی در خلیج فارس , فصلنامه سیاست , مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران , دوره 40 , شماره 1 , بهار 1389, صص 278-259

سایت ها

1. http://www.pajoohe.com

2. http://www.wikipedia.com

3. http://wwwbashgah.net

4. http://fa.merc.ir

5. http://www.stratfor.com

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 آبان1390 توسط محسن
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک